خونه تکونی وخرید عید
امسال اصلا سال خوبی برام نبود ولی پایان سال شیرینی برا من و همسر عزیزم بود .هر روز خدا رو شکر میکنم بخاطر این نعمت بی کرانش.....
دو هفته مونده به عید با آبجی مرضی برا خرید میرفتیم آخه میدونین چیه من یه خواهر بیشتر ندارم اونم خیلی ازم دوره اصفهان زندگی میکنه وقتی میاد ارومیه روزای خیلی خوبی با هم میگذرونیم خلاصه روزای خوب خیلی زود تموم میشن ......
امسال خونه تکونی مختصری کردم همسرم نمیذاشت زیاد کار کنم منم بیشتر روزا خونه مامانم بودم .سپیده جون دختر خالم 13 اسفند زایمان کرد وتقریبا یه هفته بعدش برا جشن نی نی کوچولوش رفتیم سلماس خیلی خوش گذشت خدا حفظش کنه.
چهارشنبه سوری
حالم اصلا خوب نبود همش سردرد داشتم همین
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



خونه تکونی وخرید عید 

